محمود بن هدايت الله افوشته اى نطنزى

340

نقاوة الآثار في ذكر الاخيار در تاريخ صفويه ( فارسى )

شدند و يعقوب خان جمعى را بتعاقب ايشان مأمور ساخت و آن جماعت بايشان رسيده جدل بسيار كردند و چند كس از ذو القدر كشته شده مرشد قلى سلطان و حسن سلطان ، با برادران بدر رفتند . امّا خليفه كه باستقبال رفته بود ، بعد از وقوع ملاقات و تواضعات كه از طرفين بظهور رسيد ، يك دو نفر از ملازمان خان نزد خليفه آمده تاج از سرش برگرفتند و گفتند كه حكم مطاع برين موجب صدور يافته ، كه ترا مقيّد سازيم و خليفه را سپرده لشكر ذو القدر بتاراج و غارت دست برآوردند و اسباب بسيار و جهات بيشمار بدست درآوردند . از بعضى مردم شاملو استماع رفت كه در آن فترت زياده بر صد هزار تومان از مال شاملو تاراج ذو القدر شد . پس از آن يعقوب خان خليفه را بمعتمدى سپرده به اصفهان فرستاد و يولى بيگ حاكم آنجا بود نسبت بخليفه انواع اعزاز و اكرام بتقديم رسانيده تعظيمات و تكلّفات كرد و بعد از چند روز او را مصحوب ملازمان مشفق ، بدرگاه جهان پناه ارسال داشت و حسب الحكم همايون خليفه را بيكى از قورچيان قاجار ، قليج بيگ نام سپرده همراه اردو به اصفهانش آورد و در روزى كه [ 187 ] نواب كامياب ، در غايت دماغ خشكى و اعراض بود ، قورچى احوال خليفه و آوردن او را عرض نمود و نوّاب از روى اعراض بر زبان آورد كه او هنوز زنده است ؟ آن مرد آدمى « 1 » ، به مجرد اين كلمه به منزل رفته چلّه كمان در گلوى خليفه كرد و او را ازين سراى بىاعتبار ، بدار القرار رسانيد . ذكر آمدن ايلچى از جانب پاشاى دار السلام بغداد ، به جهت استحكام بناى مصالحه ، بدرگاه جهان پناه پادشاه عدالت نهاد محمد پاشا حاكم دار السلام بغداد ، كه از ساير پاشايان عظام برفعت شأن و نجابت ذات عاليمكان لواى امتياز مىافراشت و از جانب خواندگار بمطارحهء بساط مصالحه

--> ( 1 ) كذا .